الملا فتح الله الكاشاني
68
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كفة حسنات بار خدايا كه تواند كه كفهء آن را از حسنات پر گرداند خطاب رسيد كه يا داود انى اذا رضيت عن عبدى ملأتها بتمرة اى داود اگر از بندهء خود راضى باشم آن كفه را بيكخرما پر سازم و در تيسير آورده كه ايراد ميزان بلفظ جمع با آنكه يكى خواهد بود به جهت تعظيم شان او است چنان كه يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا نسبت با حضرت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله يا آنكه چون اعمال هر يك از مكلفان بدان مىسنجيدند پس گوييا باعتبار هر يك از ايشان ميزانيست و ح جمعيت او باضافه با جميع است و نزد بعضى هر كس را علاحده ميزانيست كه عمل او را بدان بسنجند اگر كسى گويد كه اعمال اعراضاند پس چگونه در ميزان به وزن درآيند گوئيم كه جواب از اين بيكى از دو وجه است يكى آن كه صحايف اعمال را به وزن درآرند و آنها از قسم اجساماند دوم آنكه در كفهء حسنات بعوض آن جواهر بيض مشرقه وضع كنند و در كفهء سيئات بعوض آن جواهر شود مظلمه چنانچه آثار مخبر است به آن * ( فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ ) * پس ستم ديده نشود نفسى * ( شَيْئاً ) * چيزى را از حق خود يعنى از نيك و بد هيچ عملى ناسنجيده نگذارند و از ثواب طاعت محسن هيچ باز نگيرند و در عقاب مسيء نيفزايند بلكه همه به قدر طاعت و معصيت خود مثاب و معاقب گردند * ( وَإِنْ كانَ ) * و اگر باشد عمل * ( مِثْقالَ حَبَّةٍ ) * همسنگ دانهء * ( مِنْ خَرْدَلٍ ) * از سپندان كه اصغر حبات است * ( أَتَيْنا بِها ) * بياريم آن را يعنى حاضر سازيم آن را و در ترازوى حساب نهيم و بر وفق آن مجازات دهيم ضمير بها راجع بمثقالست و تانيث آن به جهت اضافه مثقالست بحبة كقولهم ذهبت بعض اصابعهم * ( وَكَفى بِنا حاسِبِينَ ) * و پسنديدهايم ما شمار كنندگان مر اعمال بندگان را چه كمال علم و جمال عدل مخصوص بما است پس ما كافى باشيم در آنكه حساب بندگان كنيم و بنقير و تطمير آن وارسيم نزد ابن عباس حاسبين بمعنى عالمين و حافظين است زيرا كه هر كه حساب شيئى مىكند البته عالمست به آن و حافظ آن و بنا بر تفسير اول بمعنى محصين است چه حسب بمعنى عد است و اين قول سدى است و بدانكه چون حق سبحانه در ما تقدم ذكر وحى فرمود و بيان نمود كه انذار سيد عالم صلى اللَّه عليه و آله بطريق وحى است نه كه از پيش خود تخويف و تهديد كفار مىكند در عقب آن ذكر انزال تورية مينمايد بر موسى و هارون تا معلوم بندگان شود كه هم چنان كه تورية وحى الهيست قرآن نيز از نزد وى نزول اجلال يافته بر پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و مىفرمايد * ( وَلَقَدْ آتَيْنا ) * و بدرستى كه داديم ما * ( مُوسى وَهارُونَ الْفُرْقانَ ) * موسى و برادر او هارون را كتابى جدا كننده ميانهء حق و باطل * ( وَضِياءً ) * و روشنى يعنى كتابى روشن كه متابعان او بوسيلهء آن از ظلمات وادى حيرت و جهالت و ضلالت خلاص شده و روى بمنزلگاه اقامة و